سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 117
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
كفر يا فسق نمايد علم حقتعالى مبدل بجهل مىشود علىهذا بنده مجبور است و البته فعلى را مىكند و نميتواند نكند . چنانچه عمر خيام گفته : مى خوردن من حق ز ازل ميدانست * گر مى نخورم علم خدا جهل بود و جواب از اين شبهه اينست كه علم حقتعالى علت كفر و فسق نيست ، براى اينكه چون كافر اختيار كفر و فاسق اختيار فسق مينمايد خدا ميداند نه اينكه چون خدا ميداند ، كافر اختيار كفر و فاسق اختيار فسق مىكند ، مثل اينكه شما ميدانيد كه فلان روز ، فلان ساعت و فلان دقيقه تحويل مىشود چون چنين است شما ميدانيد نه اينكه چون شما ميدانيد چنين مىشود و همين است مفاد شعرى كه در جواب خيام گفتهاند : ( علم ازلى علت عصيان بودن * در نزد حكيم « 1 » غايت جهل بود و اما حكمت خلقت آنها اين ستكه خداوند فياض مطلق است و فيضش به تمام ذرات ممكنات ميرسد و مؤمن و صالح و كافر و فاسق را فرا ميگيرد و آنچه بمؤمن و صالح عنايت ميفرمايد از اسباب هدايت تكوينى مثل عقل ، شعور ، جوارح ، اعضاء ، قدرت ، اختيار ، و اسباب هدايت تشريعى مانند ارسال رسل ، انزال كتب ، بيان احكام و تكاليف بكافر و فاسق هم عطا مىكند چيزى كه هست مؤمن و صالح بحسن اختيار اين اسباب را وسيله ايمان و عمل صالح قرار ميدهد و كافر و فاسق بسوء اختيار خود همانها را وسيله كفر و معصيت ، و اين مربوط به حق تعالى نيست چنانچه ميفرمايد إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً « 2 » ( ما راه را به انسان نشان داديم درحالىكه بعضى سپاسگزار و برخى نيستند ) . و در حق قوم ثمود ميفرمايد وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى
--> ( 1 ) ز غايت . ( 2 ) سوره دهر آيه 4 .